عجـب دلـمان خـوش است ما آدمـها ...

از همان روز اول که به دنیا می آییم دلمان خوش است
دلمان خوش است که مادری داریم که شیرمان می دهد
دلمان خوش است که پدری داریم که می توانیم با موهای صورتش بازی کنیم
دلمان خوش است که همه گوسفند ها و گاو ها و مرغ ها برای شکم ما آفریده شده اند
دلمان به این خوش می شود که زمین زیر پای ماست و آسمان هم
دلمان به قیافه خودمان توی آینه خوش می شود
یا به اینکه توی جیبمان یک دسته اسکناس داریم
دلمان به لباس نویی خوش می شود و به اصلاح سر و صورتی ذوق می کنیم
یا وقتی که جشن تولدی برایمان می گیرند
یا زمانی که شاگرد اول می شویم
دلمان ساده خوش می شود به یک شاخه گل یا هدیه ای که می گیریم
یا به حرف های قشنگی که می شنویم
دلمان به تمام دروغ ها و راست ها خوش می شود
به تماشای تابلویی یا منظره ای یا غروبی یا فیلمی در سینما و شکستن تخمه ای
دلمان خوش می شود به اینکه روز تعطیلی را برویم کنار دریا و خوش بگذرانیم
مثلا با خنده های بی دلیل
یا سرمان را تکان بدهیم که حیف فلانی مرد یا گریه کنیم برای کسی
دلمان خوش می شود به تعریفی از خودمان و تمسخری برای دیگران
یا به رفتنی به مهمانی و نگاه های معنی دار و اینکه عاشق شده ایم مثلا
دلمان خوش می شود به غرق شدن در رویاهای بی سرانجام
به خواندن شعرهای عاشقانه و فرستادن نامه های فدایت شوم
دلمان ساده خوش می شود با آغوشی گرم و حرف هایی داغ
دلمان خوش است که همه چیز روبراه است
که همه دوستمان دارند
که ما خوبیم
چقدر حقیریم ما...
چقدر ضعیفیم ما...
دلمان خوش است که می نویسیم و دیگران می خوانند و عده ای می گویند، آه چه زیبا
و بعضی اشک می ریزند و بعضی می خندند
دلمان خوش است به لذت های کوتاه ... به دروغ هایی که از راست بودن قشنگ ترند
به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا کسی عاشقمان شود
با شاخه گلی دل می بندیم و با جمله ای دل می کنیم
دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های نزدیک
دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی
و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود
چقدر راحت لگد می زنیم و چه ساده می شکنیم همه چیز را
روز و شب ها تمام می شود و زمان می گذرد
دلمان خوش می شود به اینکه دور و برمان پر می شود از بچه ها
دلمان به تعریف خاطره ها خوش می شود و دادن عیدی
دلمان به اینکه دکتر می گوید قلبت مشکلی ندارد ذوق می کند
و اینکه می توانیم فوتبال تماشا کنیم و قرص نیتروگلیسیرین بخوریم
دلمان به خواب های طولانی و بیداری های کوتاه خوش است
و زمان می گذرد

حالا دلمان خوش می شود به گریه ای و فاتحه ای
به اینکه کسی برایمان خیرات بدهد و کسی و به یادمان اشک بریزد
ذوق می کنیم که کسی اسممان را بگوید
و یا رهگذری سنگ قبرمان را بخواند
و فصل ها می گذرد
دلمان تنها به این خوش می شود که موشی یا کرمی از گوشت تنمان تغذیه کند
یا ریشه گیاهی ما را بمکد به ساقه گیاهی
دلمان خوش است به صدای عبور آدم هایی که آن بالا دلشان خوش است که راه می روند
روی قبر ما
و دلمان می شکند از لایه های خاکی که سنگ قبرمان را در مرور زمان می پوشاند
و اینکه اسممان از یاد بچه ها رفته است
و زمان باز می گذرد

دلمان خوش است به استخوان بودن
به هیچ بودن
به خاک بودن دلمان خوش است
به مورچه ها و موش ها و مارها

ما آدم ها چه راحت دلمان خوش می شود
مثل کودکانی که هنوز نمی فهمند
ما اشرف مخلوقات عالم هستیم و چقدر خوش به حالمان می شود که بگویند ما خیلی خوبیم ... !
و من دلم خوش است به نوشتن همین چند جمله
و این است پایان سایه روشن هستی ...

کلمات جالب با معنای عمیق هر کلمه !!


کلمات جالب با معنای عمیق هر کلمه !!-www.jazzaab.ir
پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.

عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.

بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.

سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن.

خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.

ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.

بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.

با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.

پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.

سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.

روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.

ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.

تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.

محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.

سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.

سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.

شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.

لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.

حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.

ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.

سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.

اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.

بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب آن باش.

دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.

زیباترین کلمه "راستی"است... با ان روراست باش.

زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.

ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟

موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.

آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس.

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن.

دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.

سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد.

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش.

تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن.

کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.

صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.

بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.

ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را بکن.

قشنگ ترین کلمه "خوشروئی"آست... راز زیبائی در آن نهفته است.

تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.

رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان.

تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.

محرک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی آب است.

.... و هدفمندترین کلمه "موفقیت"است... پس پیش به سوی آن.

سخنان زيبا


تولستوي

آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند

جرج برنارد شاو

لحظه ها را گذرانديم كه به خوشبختي برسيم؛ غافل از آنكه لحظه ها همان خوشبختي 

ادامه نوشته

چرا مادرمان را دوست داريم

چون ما را با درد بدنيامي‌آورد و

بلافاصله با لبخند مي‌پذيرند

چون شيرشيشه را قبل از اينكه توي حلق

ما بريزند ، پشت دستشان مي‌ريزند

چون وقتي توي اتاق پي پي مي‌كنيم

زياد با ما بداخلاقي نمي‌كنند

ادامه نوشته

اگر می توانید به یک لطیفه بارها بخندید

پیری برای جمعی سخن میراند،
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار
خندیدند....

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه
میدهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.

نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه

 
یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.

اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم....

زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟"

و او به زن چنین گفت: " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام.
و روزی یکنفر هم به من کمک کرد¸همونطور که من به شما کمک کردم.

اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"

****
چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.

او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.

وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود ،
درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.

وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
در یادداشت چنین نوشته بود:" شما هیچ بدهی به من ندارید.

من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".

****

همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه...

آیا این عکس معروف واقعی است ؟!!

 
تابحال به این فکر کرده اید آیا این تصویر واقعی است و متعلق به کجاست..؟
 
این عکس تصویر پیش زمینه ویندوز ایکس پی است
ادامه نوشته

چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟!

چرا تو خونه  ۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟

  چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟

  چرا تو شهروند و رفاه چشم میدوزن به سبد همدیگه؟

  چرا از تو ماشین پوست پرتقال می ریزن بیرون؟

  چرا وقتی می رن لباس بخرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟

  چرا مردها روز زن فقط طلا و ادکلن کادو می خرند؟

  چرا مردها مناسبت ها رو فراموش میکنن؟

  چرا فیلم زیاد می بینن ولی کتاب نمی خونن؟
       
  چرا مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟

  چرا زن ها نمیتونن ماشین پارک کنن؟

  چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟

  چرا اگه دوستمون ماشین و خونه بخره ما چشمامون در میاد؟

  چرا بچه ها همه خانوما رو خاله خودش میدونه ؟

  چرا سه تار سه تا تار نداره؟

  چرا اکثر ماشینها یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟

  چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟

  چرا زنها لوازم ارایش رو روی شصتشون تست میکنن؟  

  چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟

  چرا کسی برای صبحونه کسی رو مهمون نمیکنه؟

  چرا پشت کامیونها شعر می نویسن ؟

  چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟

  چرا ..؟

خيانت در عشق

برخی خائن هستند. این امری متداول است و از سوی فرد خائن یک رفتار قابل قبول به شمار می رود. در حقیقت باید گفت که افراد خائن سعی می کنند که در بیشتر مواقع خود را باوفا جلوه دهند.

خانم ها و آقایونی که به طور مداوم با تعداد بیشماری از افراد همخوابه می شوند، برای خود و دیگران فجایعی را درست می کنند که خودشان هم از آن مطلع نیستند و اصلاً نمی دانند که در حال انجام چه کاری می باشند.



اما علت چیست؟
ادامه نوشته

سرمه

سُرمه (در قدیم: کُحْل) ماده‌ای آرایشی است که از ترکیب دوده و دیگر مواد تهیه شده و به چشم کشیده می‌شود و معمولاً برای تیره‌تر کردن رنگ پلک ها به کار می‌رود.

آنندراج درباره آن می‌نویسد: سرمه سنگی است صفایحی و براق که بسایند و سوده ٔ آن را در چشم کشند و بهترین آن سرمه ٔ صفاهانی است که ازکهیایه به هم رسد.
نام رنگ سرمه ای از این ماده برگرفته شده‌است.
در دوران باستان، از ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد، ملکه‌های مصری به چشم خود سرمه می‌کشیدند. سرمه را نگهبان چشم علیه بیماری‌ها می‌دانستند و تیره کردن رنگ دور پلک‌ها از شدت رسیدن آفتاب به چشم نیز کم می‌کند.
قدیمی‌ترین کاست هند یعنی کولی‌ها نیز از سرمه برای آرایش بهره می‌گرفتند. مادران در شبه قاره هند و برخی نواحی پیرامونی، به چشم نوزادان و کودکان سرمه می‌کشیدند. به باور آن‌ها این کار «سوی چشم را نیرو می‌بخشد» و «علیه چشم بد» نگهداری می‌کند.

متن زیبای " یادم باشد ...

وبلاگ تفريحي گله دار
یادم باشد
حرفی نزنم كه دلی بلرزد
خطی ننویسم كه آزار دهد كسی را
یادم باشد كه روز و روزگار خوش است
و
تنها دل ما، دل نیست
یادم باشد جواب كینه را با كمتر از مهر
 
و
 جواب دو رنگی را با كمتر از
صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سكوت كنم
و برای سیاهی ها
نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم
و از آسمان درسِ
پـاك زیستن
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست...
یادم باشد ...

عشق از زبان دکتر علی شریعتی

متن زیر از کتاب ارزشمند دکتر شریعتی (هبوط در کویر) است

عشق یک جوشش کور است
و پیوندی از سر نابینایی،
دوست داشتن پیوندی خودآگاه
واز روی بصیرت روشن و زلال.

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و
هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع می کند و
تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.

ادامه نوشته

خدا را چگونه احساس می‏کنید؟

وقتی بچه‏ها به کلاس آمدند جمله‏ای را با خطی بسیار زیبا بر تابلو دیدند:

چه دلیلی بر وجود خدا دارید؟ او را چگونه احساس می‏کنید.

خانم پرسید: «این جمله را چه کسی نوشته است؟»

همه ساکت شدند. دست خط، شبیه هیچ‏یک از بچه‏های کلاس نبود. خانم گفت: «هیچ‏کس ننوشته است؟»کسی جواب نداد. خانم گفت: «این جمله خود به خود که روی تابلو سبز نشده است؛ یا شما نوشته‏اید یا فرشته‏ای از آسمان به زمین آمده و این را نوشته و یا ... چه می‏‏دونم جنّی، پری‏ای، روحی، چیزی مثل این نوشته است.»

بچه‏ها آهسته خندیدند.

خانم گفت: «البته خیلی مهم نیست که چه کسی نوشته است. مهم‏تر آن است که هر نوشته نویسنده‏ای دارد؛ هر چند او را ندیده باشیم. حالا چه کسی می‏تواند به این دو سوال نوشته شده روی تابلو جواب بدهد؟»

دست‏ها بالا رفت و هر کس پاسخی داد. کسی گفت: «هر خانه سازنده‏ای دارد. این جهان خانه‏ی بزرگی است. پس باید سازنده‏ای داشته باشد.»

دیگری گفت: «اوست که خورشید را می‏آورد.»

چهارمی گفت: «و ماه و ستارگان را!»

نفر پنجم گفت: «و ما و پدر و مادرمان را!»

بچه‏ها جواب می‏دادند، اما خانم ساکت بود. خانم در آخر گفت: «جواب‏های خوبی دادید؛ اما فکر نمی‏کنید جواب‏های بهتری مانده باشد؟ اگر بیشتر فکر کنید می‏توانید به آنها برسید. می‏دانید بچه‏ها، خدا از دل ما خبر دارد و با قلب ما سخن می‏گوید. ما با گوش دل‏مان صدایش را می شنویم. از صدای آشنایی که در دل احساس می‏کنیم می‏دانیم که او وجود دارد.»

خانم ادامه داد: «روزی کسی به امام صادق (علیه‏السلام) گفت: «مرا به سوی خدایم راهنمایی کن.»

می‏دانید امام صادق (علیه‏السلام) چه پاسخی داد؟ از او پرسید: «آیا هیچ‏گاه بر کشتی نشسته‏ای؟»  گفت: «بله».

 خدا را چگونه ا�ساس می‏کنید؟

امام پرسید: «آیا برایت پیش آمده که دریا توفانی، کشتی شکسته شده باشد و تو امید نجاتی نداشته باشی؟» گفت: «بله.»

فرمود: «لحظه‏ای که امیدت از هر جا بریده شده بود، آیا نقطه‏‏ی روشنی در دلت احساس نمی‏کردی که بتواند تو را از توفان، دریا و غرق شدن نجات دهد؟» گفت: «بله.»

فرمود: «او خداوند است.» سپس خانم از پشت میز بیرون آمد و رو به بچه‏ها ایستاد.

- آیا می‏دانید منظور از این کشتی چیست؟

موج‏ها کدام‏اند؟ و ناخدا کیست؟ توفان‏ها از کجا می‏آیند و ما چگونه می‏توانیم در برابر توفان‏ها مقاومت کنیم؟

تا هفته‏ی بعد درباره‏ی این سوال‏ها فکر کنید. امروز من فقط آیه‏ای از قرآن را به شما معرفی می‏کنم. هر گاه خودم آن را می‏خوانم صدای خدا را نزدیک  قلبم احساس می‏کنم. شما هم می‏توانید احساس کنید؛ البته به شرط آنکه دست‏کم یک‏بار در آن کشتی توفانی نشسته باشید. خانم آنگاه خواند:

«اوست که شما را در خشکی و دریا به حرکت می‏آورد، تا آنگاه که در کشتی قرار گیرید و باد ملایمی به حرکت‏شان آورد، شادمان می‏شوند، ناگاه باد شدیدی می‏وزد و امواج از هر سو به آنها هجوم می‏آورد و در آن لحظه که یقین می‏کنند راه گریزی ندارند، خدا را از روی اخلاص می‏خوانند که اگر ما را نجات‏دهی سپاس‏گزار خواهیم بود.»

جملاتی زیبا از دکتر علی شریعتی

دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند ( دکتر علی شریعتی )

++++++++++

از خداوند چیزی برایت میخواهم که جز خدا در باور هیچکس نگنجد!  (دکتر علی شریعتی ).

++++++++++

روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید! سجده خواهم کرد. ( دکتر علی شریعتی )

++++++++++

در دردها دوست را خبر نکردن ، خود نوعی عشق ورزیدن است! ( دکتر علی شریعتی )

خدا رو دوست دارم چون ...

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با هر username كه باشم، من را connect می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند .
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه friend برای من add می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه wallpaper كه update می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی كند

خصوصیات عشق و دوست داشتن

"عشق مثل قایقی هست که در اعماق دریا غرق میشود ولی دوست داشتن
مثل قایقی هست که رو این دریا آرام به حرکت ادامه میدهد پس دوست داشته باشیم نه عاشق شویم."

"عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد."

"عشق یک فریب بزرگ و قوی است ،
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق."

"عشق در دریا غرق شدن است، دوست داشتن در دریا شنا کردن."

"عشق بینایی را میگیرد، دوست داشتن بینایی میدهد."

"عشق همواره با شک آلوده است، دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر."

"عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد."

"از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر."

"عشق تملک معشوق است، دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست."

دکتر شریعتی

کوتاه ولی زیبا

دروغ و حقیقت

کوتاه ...

يك روز دروغ به حقیقت گفت : مياي بريم دريا شنا كنيم ! حقيقت چون که ساده بود و زود باور ، پذيرفت . وقتي به كنار دريا رسيدند ، تا حقیقت لباس حيایش را دراورد ، دروغ آنهارا دزديد و فرار كرد . از آن روز به بعد حقیقت عريان و زشت (تلخ) است . ولي دروغ در لباس حقيقت زيباست .

تو روز چند بار پیامک های خدا رو میخونیم؟!

هر روز ما دریافتی های موبایلمون رو باز میکنیم و پیامهایی رو که دوستانمو برامون فرستادن میخونیم ، اما چند بار قرآن رو باز میکنیم تا پیامهایی رو که خدا فرستاده بخونیم ؟

جواب

جواب سلام را با عليک سلام بده ،
جواب تشکر را با تواضع،
جواب کينه را با گذشت،
جواب بي مهري را با محبت،
جواب ترس را با جرأت،
جواب دروغ را با راستي،
جواب دشمني را با دوستي،
جواب زشتي را به زيبايي،
جواب توهم را به روشني،
جواب خشم را به صبوري،
جواب سرد را به گرمي،
جواب نامردي را با مردانگي،
جواب همدلي را با رازداري،
جواب پشتکار را با تشويق،
جواب اعتماد را بي ريا،
جواب بي تفاوت را با التفات،
جواب يکرنگي را با اطمينان،
جواب مسئوليت را با وجدان،
جواب حسادت را با اغماض،
جواب خواهش را بي غرور،
جواب دورنگي را با خلوص،
جواب بي ادب را با سکوت،
جواب نگاه مهربان را با لبخند،
جواب لبخند را با خنده،
جواب دلمرده را با اميد،
جواب منتظر را با نويد،
جواب گناه را با بخشش،
هيچ وقت هيچ چيز و هيچ کس را بي جواب نگذار، مطمئن باش هر جوابي بدهي ،يک روزي ، يک جوري ، يک جايي به تو باز مي گردد

شجاعت یعنی چه؟ یعنی این

در یکی از دبیرستان ها هنگام برگزاری امتحانات سال ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که ”شجاعت یعنی چه؟”

محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود : ”شجاعت یعنی این”

و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود !

اما برگه ی آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون …استثنا به ورقه سفید او نمره ۲۰ دادند .

فکر میکنید اون دانش آموز چه کسی می تونست باشه؟ دکتر علی شریعتی