اگر می توانید به یک لطیفه بارها بخندید
پیری برای جمعی سخن میراند،
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار
خندیدند....
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه
میدهید؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۱۱ ب.ظ توسط پسر جنوبی
|
به وبلاگ تفریحی شهر گله دار ㋡ خوش آمدید برای دیدن همه ی مطالب به آرشیو موضوعی مراجعه کنید...................