در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید . . .
در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید
و اینک شاخه نزدیک از سر انگشتم پروا مکن
بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست
عطش آشنایی است
درخشش میوه درخشان تر
وسوسه چیدن در فراموشی دستم پوسید
دورترین آب ریزش خود را به راهم فشاند
پنهان ترین سنگ سایه اش را به پایم ریخت
و من شاخه نزدیک از آب گذشتم
از سایه به در رفتم رفتم
غرورم را بر ستیغ عقاب شکستم
و اینک در خمیدگی فروتنی به پای تو مانده ام
خم شو شاخه نزدیک
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۷:۴۵ ب.ظ توسط پسر جنوبی
|


به وبلاگ تفریحی شهر گله دار ㋡ خوش آمدید برای دیدن همه ی مطالب به آرشیو موضوعی مراجعه کنید...................